تبليغاتX
خورشید اطلسی




خوشحالی
هفته ي خوبي رو شروع كردم ... شنبه تو دانشگاه اولين روز بعده تعطيلات با يكي از دوستانم دوباره دست دوستي داديم ...خيلي خوشحال بودم چون براي آغاز تصميماتي كه گرفتم خوب بود...

روز يكشنبه وقتي كه كامپوترو روشن كردم به كامنتا سر زدم تنها يك اسم آشنا مثل برقي به چشمام زد كه با ذوق و شوق و كمي هم دلهره شروع به خوندن كامنت كردم ... تنها اون لحظه احساس كردم سبك شدم اونقدر كه اگه پا ميداد پرواز ميكردم...

وقتي كه بهش تلفن زدم،وقتي كه دوباره صداشو شنيدم،وقتي كه دوباره مثل قبل باهام با همون مهربوني برخورد كرد، احساس كردم اون بار سنگين وجدان كه روي شونه هام سنگين ميكرد و ديگه سنگيني نميكنه...

سميرا ، كسي كه دوباره دلخوشي رو بهم داد، كسي كه احساس ميكردم دوري ازش برام گرون تموم شده...خيلي دوست داشتم زودتر روز بعد بياد و برم دانشگاه و دوباره سميرا رو بغل بگيرم ...

فرداي اون روز وقتي توي دانشگاه ديدمش بغلش كردم مثل همون روزا ... توي كلاس وقتي استاد مشغول دادن درس بود ، با يه تيكه كاغذ شروع كرديم به حرف زدن ، من بنويس وسميرا بنويس و در كل هيچي از درس رو نفهميديم...وقتي شنيد كه چه فكرا تو سر داشتم بهم گفت:من دخترم اشتباه نگرفتي؟نميدونست كه چقدر سبك شدم...چقدر خوشحالم...

گاهي با خودم ميگم، كاش منم مثل سميرا خوب بودم * اين حرف من بلوف نيست، اغراق نيست ، بلكه حقيقته ، اين من نيستم اينطور ميگم همه راجع به اين دختر اينطور ميگن...خيلي خوشحالم كه دوباره با سميرا دوستم ... ( خوش به حال صاحبش‌ )....

 دوست دارم تمام لحظاتي كنار دوستانم هستم خوش باشم ، ديگه دوست ندارم نه گذشته تكرار شه نه من ياد اون گذشته بيفتم...شايد كه ديگه اين روزهاي خوب تكرار نشه...

سميرا جان دوست داشتم براي جبران گذشته توي وبلاگم اين پستو به تو اختصاص بدم و بگم تمام حرفام حقيقته نه فكر كني چاي شيرين شدم....

 


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 20:28 توسط مهری |


دعا میکنم
دعا میکنم که هیچ گاه چشم های کهربایی تو را در انحصار قطره های اشک نبینم

تو برایم دعا کن که ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا میکنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم و تو دعا کن که هر گز بی تو نخندم

دعا میکنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد

تو برایم دعا کن دستهایم را هیچ گاه به جزدست تو گره ندهم

من برایت دعا میکنم که گلهای وجود نازنینت هیچ گاه پژمرده نشود

برای شاپرکهای باغچه ی خانه ات دعا میکنم که بالهایشان هرگز محتاج مرهم نباشد

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا میکنم که هیچ گاه غروب نکند و بدان

در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی پس برایم دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچ گاه غروب نکند.

********************************************************************

اگر آفتاب به عظمتش و آسمان به وسعتش و دریا به سخاوتش و کوه به صلابتش می نازد

من به خود می بالم چون قشنگترین صدای زندگی ام صدای قلب توست ،

قشنگترین تصویر زندگی ام نگاه پر مهر توست و قشنگترین روز زندگی ام روز آشنایی با توست

و قشنگترین روز دنیا روز رسیدن به توست .

 

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387 و ساعت 19:10 توسط مهری |



موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه 9 فروردین1387 و ساعت 11:37 توسط مهری |